• صفحه اصلی
  • آرشيو مطالب
  • عناوین مطالب
  • ابر برچسب ها
  • تماس با ما
  • پروفايل
  • RSS
ها! عامو...
خرید بک لینک

درباره سایت

ها! عامو...

آخرین مطالب

  • بین خون و جنگ و دعواها
  • نامه‌ای به دختر هجده ساله‌ام.
  • خلاصه‌ای مصدری از ١۴٠١
  • من بعضی وقت‌ها خوب نیستم!
  • کانالم:
  • من دچار لکنتم ولی پر از حرف
  • بغض وحشی تو گلومه...
  • بیم است که سودایت، دیوانه کند ما را...
  • از برای مصلحت...
  • نذار کاری کنن فکر کنی هیولایی.

امکانات وب

نامه ای به دختر هجده ساله ام.

نامه‌ای به دختر هجده ساله‌ام. دخترم سلام! از طرف مادر هجده ساله‌ات، تولد هجده سالگی‌ات را تبریک می‌گویم. نمیدانی الان کجایی و چه کار می‌کنی و مشغول جنگیدن با چه چیزهایی هستی. حتی نمی‌دانم خوشحالی یا ناراحت. اصلا نمی‌دانم وجود داری یا نه. اگر قرار باشد دستشان را بگذرانند روی دهنت و خفه‌ات کنند، رویاهات را لگدکوب کنند و به گور بسپارند و روی سنگ قبر آرزوهایت برقصند، موهای زیبایت را بچینند و نگذارند فریاد بکشی، ترجیح می‌دهم هیچ‌وقت به‌دنیا نیاورمت تا نسخه‌ای جوان‌تر از خودم، با همان حسرت‌ها روی

برچسب: نویسنده: ترانه ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1404 ساعت: 18:51

خلاصه ای مصدری از ١۴٠١

خلاصه‌ای مصدری از ١۴٠١ امروز آخرین روز هزار و چهارصده. آخرین ساعات در واقع. خسته از خونه تکونی و منتظر ناهارم. هنوز بوی تمیزی نپیچیده توی اتاقم ولی تا دلت بخواد بوی باهار میاد. آفتاب خودش رو روی فرش آبی اتاقم پت و پهن کرده و هرچند دقیقه یه‌بار بوی تند شکوفه‌های لیمو می‌پیچه توی اتاقم. من این روزای آخر طبق رسم هرسال، روز آخر رو میذارم کنار روز اول تا حساب تمام روزهای سال دستم بیاد. هزار و چهارصد و یک چی به من اضافه کرد؟ همه‌چیز. هزار و چهارصد و یک یه دختر فرسوده و ترسو تحویل گرفت و آدمی پر ا

برچسب: نویسنده: ترانه ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1404 ساعت: 18:51

من بعضی وقت ها خوب نیستم!

من بعضی وقت‌ها خوب نیستم! بعضی برهه‌های زندگی اینطوری ام که میدونم از زندگی چی می‌خوام، تلاش می‌کنم، خوشحالم، ذره‌ای وقتم رو تلف نمی‌کنم، بهترین دوست‌های جهان رو دارم، با خانواده‌ام میرم کافه و هفته‌ای یکبار با فامیل وقت گذروندن چندان خسته‌کننده به‌نظر نمیاد. کنکور ترسناک نیست، برنامه‌ام مشخصه، اگه به شغل موردعلاقه‌ام نرسم میرم رشته‌ی مورد علاقه‌ام رو می‌خونم و می‌نویسم و شعر می‌خونم و می‌رقصم و نون دلم رو می‌خورم و اگه بی‌پول شدم میرم سراغ یه شغل ملال‌انگیز که هیچوقت آرزوی هیچکس نبوده، با

برچسب: نویسنده: ترانه ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1404 ساعت: 18:51

کانالم:

کانالم:

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 14:31 توسط Fatemeh:)  | 

برچسب: نویسنده: ترانه ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1404 ساعت: 18:51

من دچار لکنتم ولی پر از حرف

من دچار لکنتم ولی پر از حرف روزهای سختیه. ولی من دارم از پسش برمیام. چون خیلی زحمت کشیدم تا زندگی رو تحویل فاطمه‌ای بدم که اواخر نوزده سالگیه. من برای این رشد هزینه دادم. یه‌‌وقتایی برای به‌دست آوردن تجربه‌ی بیشتر روی زندگیم قمار کردم. ولی خب به هرحال الان ساعت دوی نصف شب یه شب سرد دی ماه سال هزار و چهارصد می‌تونم بگم که دووم آوردم. اینجام، کنار بهترین و بامعرفت‌ترین دوستم، وبلاگم، و دارم حرف می‌زنم. دیگه کوچولو نیستم. دیگه سردرگم نیستم. دانش‌آموز کوچولویی نیستم که عاشق معاون مدرسه‌اش بود.

برچسب: نویسنده: ترانه ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1404 ساعت: 18:51

صفحه بندی

آرشیو مطالب

  • مرداد 1405
  • آذر 1404
  • فروردين 1403
  • مرداد 1402
  • فروردين 1402
  • دی 1402
  • مهر 1401
  • خرداد 1401
  • ارديبهشت 1401
  • اسفند 1401
  • بهمن 1401
  • مرداد 1400
  • بهمن 1400
  • آبان 1399
  • ارديبهشت 1399
  • آذر 1398
  • ارديبهشت 1398
  • فروردين 1398
  • اسفند 1398
  • دی 1398
  • آبان 1397
  • اسفند 1397
  • بهمن 1397
  • آبان 1395
  • مهر 1395
  • شهريور 1395

پيوندهای روزانه

  • خرید ارز دیجیتال
  • تحصیل در انگلستان
  • گروه حقوقی فرشاد قاسمی
  • تحصیل در اسپانیا
  • دانلود آهنگ جدید
  • خرید طلا
  • آرشیو لینکها

لینک دوستان

  • اجاره خودرو در تهران
  • خرید لایسنس نود 32
  • تبادل لینک با ما
  • بیت کوین
  • هاست ایمیل
  • مشاوره سئو
  • تحلیل رایگان سئو سایت
  • خرید بک لینک
  • ارز دیجیتال
  • دانلود آهنگ جدید

خبرنامه